تبليغاتX
میم نوشت
ادبی- هنری

" جو کالی" آدمی نبود که بتوان گفت خیال‌پرداز است. او مرد منظمی بود که به شهادت تمام اهالی محله‌ی قديمي شماره 21 این ایالت هیچ موقع در حالت غیرعادی دیده‌نشده‌بود. این‌که نتواند سراپا بایستد، يا در مهماني‌ها به علت مصرف مواد چرت و پرت بگويد و يا اينكه در سابقه‌ي پزشكي او سابقه‌ي افسردگي شديد بوده باشد. بنابراين وقتی كلت کالیبر 42 را از اسلحه فروشی مكنزي، سر ‌خیابان 21 خرید ، همه اهالی محل تائید کردند که حالا دیگر محله ناامن شده‌است.

جو که موهای فلفل نمکی‌اش چهره‌اش را پخته‌تر مي‌كرد، از اولین کسانی بود که بحث دایر‌کردن یک مرکز تفریحات سالمِ بدون نوشیدنی‌های غیرمجاز و سیگار را در محل برای تمام رده‌های سنی مطرح کرده‌بود. او خانه‌به‌خانه برای توضیح‌دادن این طرح به اهالی محل رفته‌بود و تا همه اهالی محل به‌طور‌منطقی قانع نشده‌بودند که داشتن چنین کلوبی چقدر می‌تواند مفید باشد، نگذاشته‌بود کاغذ مربوط به درخواست عمومی چنین مرکزی را امضا کنند.

شهردار بعد از دیدن نامه درخواست عمومی و شنیدن توضیحات کامل مرد مو جوگندمی، بی‌اختیار به آقای کالی گفته‌بود: شهر ما به داشتن شهروند متدین و نمونه‌ای مثل شما افتخار می‌کند. البته ساخته‌شدن چنین کلوبی یکی از نقاط مثبت پرونده‌ي کاری شهردار بود که بارها‌ و ‌بارها در مهمانی‌های رسمی از ‌آن یاد مي‌كرد.

حتا یک‌بار که یکی از سناتورهای ایالت برای بازدید محله آمده‌بود، شهردار او را برای دیدن کلوب محله 21 سوار رویس‌رویس اختصاصی خودش کرده‌، به آنجا آورده‌ و  بلافاصله یکی از اهالی را دنبال مرد مو جو گندمی فرستاده‌بود. مرد از محل‌کار به خانه برگشته‌، لباس رسمی به تن کرده و به کلوب آمده بود. با ورود جو، شهردار شخصن به استقبال‌اش رفته و با صدای بلند او را معرفی کرده‌بود: " جناب سناتور، ایشون همون شهروند نمونه‌ي ما هستند " سناتور دست دراز كرده، بعد از خوش و بش گفته بود: " تاريخ پربار ما، از وجود نام افراد وظيفه‌شناس سرشاره. با اين‌وجود اين كشور به داشتن شهرونداني متدين و وظيفه‌شناس مثل شما ، افتخار مي‌‌کنه. "

جو وقتی با چنین صحنه‌های تعریف و تمجیدی مواجه می‌شد فوری سیبیل پر پشت و جوگندمی‌اش را با لب پایین می‌گرفت و سرش را پائین می‌انداخت. گونه‌هایش فوراً سرخ می‌شد، بعد سرخی به تمام صورت‌اش می‌پاشید و این دقیقن باعث افزایش محبوبیت‌اش می‌شد. به تصدیق قصاب قدیمی محله 21 که او را از بچگی می‌شناخت: " این محل فردی رو به محجوبی و مؤدبی جو کالی به‌خاطر نمی‌آره."

جو عادت‌های پسندیده‌ی زیادی داشت. تمام روزهای یک‌شنبه را صبحِ اول‌وقت در کلیسای محل حاضر می‌شد و به راهب‌ها در مرتب کردن و سامان دادن به وضعیت کلیسا کمک می‌کرد. همه‌ي اهالی‌محل هم تائید می‌کردند که " جو این‌کار رو به‌خاطر رضایتِ ‌قلبی خودش می‌کنه... نه خودنمایی." و یا این‌که هرگز هیچ‌کدام از اهالی‌محل  به‌خاطر نمی‌آوردند که از این مرد دروغی شنیده‌باشند.  " آقاي كالي گاهي از فرط صداقت من رو به ياد آگوستین قديس مي‌اندازه. " اين جمله را پير دختر محله‌ي 21 دوشيزه فرانكلين در تمجيد از جو كالي در يكي از دوره‌هاي زنانه گفته بود.

خانم و آقاي كلمنزو كه از مهاجرين بخش های جنوبي كشور به اين ايالت بودند، هميشه و در هر موقعيت براي غريبه‌های تازه وارد و حتا اهالي شهر بيان مي‌كردند كه آقاي كالي چگونه در اوايل ورودشان و زماني‌كه تمام اهالي به آنها با ترديد و بي‌اعتمادي نگاه مي‌كرده‌اند با گذشت و دوستانه به جشن های عمومی دعوتشان مي‌كرده يا دو دخترشان را به گروه كر كليسا معرفي كرده و يا لوازم باغباني‌اش را به آنها قرض مي‌داده‌است.

تنها موردي كه هميشه خانم كلمنزو با تعجب آن را بيان مي‌كرد و سر تكان مي‌داد، موضوع مجرد ماندن جو بود. البته همه آن‌را به صراحت لهجه‌ي اين زن كه خصلت تمام مردم جنوب است مرتبط مي‌دانستند و در خلوص قلبي او ترديدي نمي‌كردند. اما آيا آنچه خانم كلمنزو بيان مي‌كرد در جلسات، مهماني‌هاي زنانه و يا حتا در مهماني‌هاي عمومي از زبان بقيه‌ي اهالي شنيده نمي‌شد و يا اهالي در مورد آن نظري نداشتند؟ حتا پدر فرديناند كشيش پير كه با جو دوستي عميقي داشت يكي دوباري با او سر بحث را باز كرده بود. اما مثل هميشه آقاي كالي خيلي سريع سرش را پايين انداخته بود و با مكثي نجيبانه تكرار كرده بود: " پدر در مورد اين موضوع، عجله‌اي ندارم. " و بلافاصله موضوع بحث را عوض كرده بود...


ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آبان1390ساعت   توسط ماکان میم | 
تیرگان: شادی ایرانی

دماوند 13 تیر ماه 1390

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 تیر1390ساعت   توسط ماکان میم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
همه ی مردان میرزا
همزاد به مثابه خود نامیرا
نامه‌ی نیما به جلال آل‌احمد
صاد.صاد.میم
مجله ادبی شمال ایران
خزر (ویژه نامه ادبیات، شماره 7)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته اوّل فروردین 1390
هفته سوم اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته چهارم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
آرشیو موضوعی
داستان
عکس
شعر
پیوندها
پل
رابطه
ماندگار
بولتن شخصی او
مداد سپید کوچولوی من
یادداشت های او
اکسیژن بهاری
یک الف بچه ی 15 ساله
در خانه
نقش روی قلمدان
همسایه!
ساندویچ
کارگاه قصه
دیدگاه
استاد علی
چهل سو
انجمن غزل ایران
حرفه هنرمند
غزل پست مدرن
فوتوبلاگ حنیف شعاعی
اخبار روز آی تی
کتاب جمعه
خود پرتره
طوفان
عصیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

SEO Stats powered by MyPagerank.Net Persian Websites Directory ليست وبلاگهای به روز شده Active Search Results