تبليغاتX
میم نوشت
میم مثل من ... خود من!

ها....! می خواهم امشب به خوابت بیایم. به گوشی موبایلت سپرده ام یادش برود کوکوش کنی! به شیر حمام سپرده ام یک امشبی را چکه نکند! به گربه ها سپرده ام یک امشبی را دور و بر این ماشینهای نازک نارنجی وول نخورند!! راستش خیلی سخت بود. اما بالاخره توانستم نوزاد همسایه تان را قانع کنم که امشب دندان در نیاورد! آرام باشد... امشب می خواهم به خوابت بیایم.... از حال و روزم برایت بگویم.... بگویم که ... 

امشب را شب یلدای خوابهایت کن! دلم برایت تنگیده!!

راستی... تا یادم نرفته... پیرهن مشکی ات را دیگر در بیاور.

لحظه دیدار نزدیک است...

نوشته شده توسط میم  در ساعت  | لینک  |